تبليغاتX
جنگولک

جنگولک

 

این وبلاگ به این آدرس انتقال یافت:

جنگولک؛نی نی من!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/09/11ساعت   توسط رسپینا؛مامان جنگولک  | 

پیامک!

 

اگه sMs "دوستت دارم "نبود،تعداد دروغ های دنیا به نصف می رسید!!!


+ نوشته شده در  شنبه 1387/05/12ساعت   توسط رسپینا؛مامان جنگولک 

اندر احوالات جنگولکم!

 

نمی دونید با چه مکافاتی جنگولکمو راضی کردم که ماجرای عاشخ!! شدنشو واستون بنویسم!

آخه می دونید؟! پسرم عین مامانش خجالتیه!

اما قبلش خودم تصمیم گرفتم کل داستان زندگیشو واسه طرفداراش بنویسم!

و اما جنگولک نامه:

روزی روزگاری یه جنگولک من بود که یه مامان رسپینا داشت!!

نی نی من،یه نی نی سر به زیر و تپل بود!آزارش به فیلم نمی رسید!

خلاصه گذشت و گذشت تا جنگولکم رفت دانشگاه که مهندس بشه!

اما ادامه ی جنگولک نامه بمونه واسه یه پست دیگه!

+ نوشته شده در  جمعه 1387/05/11ساعت   توسط رسپینا؛مامان جنگولک  | 

لیوان جنگولکم!

 

چیه خب؟!

این لیفان جنگولک منه دیگه!!

+ نوشته شده در  جمعه 1387/05/11ساعت   توسط رسپینا؛مامان جنگولک  | 

تعرفه های جدید!

+ نوشته شده در  جمعه 1387/05/11ساعت   توسط رسپینا؛مامان جنگولک 

کنکور!

 

جدی جدی قراره من امسال بکنکورم؟!!

باورم نمیشه!یکی نیست این مدلی بزنه تو سر ما؟!!

جون من یکی پیدا شه،دربست مخلصشیم!

من از فردا جدی میشم!همین جا بهتون قول میدم!!!

خب دیگه،فعلا" کاری باری؟!!

بریم الاغ سواری!!

+ نوشته شده در  جمعه 1387/05/11ساعت   توسط رسپینا؛مامان جنگولک 

فکر می کنی جنگولکم از چی تعجب کرده؟!!

نی نی یون

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/10ساعت   توسط رسپینا؛مامان جنگولک  | 

لطفا" تلفن همراه خود را خاموش نمایید!!!

 

انقدر تو این مدت اتفاقای توپ افتاده که نمی دونم کدومشو براتون بتعریفمخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irحالا می نویسیم تا ببینیم چی میشه!خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

از همین دوشنبه میگم:

 آقا چشمتون روز بد نبینه!خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irساعت اول فیزیک داشتیم!خانومX(سانسور میشه به علت مسائل امنیتی!!! خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir) داشت سقوط آزادو درس می داد؛تقریبا" آخرای زنگ بود که من یهو یادم افتاد گوشیمو نذاشتم رو silent!!خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irبه حدیث گفتم:خاک بر سرم شد ،با سابقه ی من تو شانس!الانه که یکی بزنگه!خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irاین گفتن من همان و در اومدن صدای گوشیم از تو کیف ته کلاسم همان!!خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir آخه سابقه نداشت یکی اون وقت صبح دلش هوای ما رو بکنه!!خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irخلاصه دیدم نه طرف خیلی اصرار داره،با خونسردی پاشدم رفتم خاموشش کردم!خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irخوشبختانه خانوم دبیرخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irنیز به روی مبارک نیاوردن!بعد کلاسا دیدم اله خانومی بود با 12 تا Miss ناقابل!خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irالهه جونم!این جوری شد که جواب ندادم،بعدشم خودمو تحریم کردمخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irآخه ناسلامتکی!!می خوایم امسال بکنکوریم دیگه!خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/10ساعت   توسط رسپینا؛مامان جنگولک 

 

سلام سلام سلام!

احوال دوستای گلم چطوره؟!

من و جنگولکم(الهی مامان فداش شه!!)خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

تصمیم گرفتیم بعد مدت ها،یه دستی به سر و روی این جا بکشیم!خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/10ساعت   توسط رسپینا؛مامان جنگولک  | 

جنگولک امتحان داره!!!

 

در هنگام مطالعه(که اگر برای شب امتحان قرار دهید، بهتر است)اصلا چیزی را که یک بار خوانده اید ، مرور نکنید!

از مطالب تخصصی سریعا رد شوید چون اصلا متوجه چیزی نخواهید شد!

مطالب حاشیه ای را بهتر و بیشتر مطالعه کنید!مثل توضیحات اول کتاب راجع به نویسندگان کتاب!

از کتاب لغت استفاده کنید!

البته اگر بالش نداشتید چون معمولا کتاب های قطوری هستند.

اصلا به کتاب های کمک درسی مراجعه نکنید چون کارتان را زیاد می کنند و مانع اهداف اصلی شما می شوند.

اصلا وارد جزئیات نشوید؛شما قرار نیست همه چیز را برای معلم خود بنویسید.چه معنی دارد که همه ی نکات را برای او یاد آوری کنیم؟!مگر خودش بلد نیست که اینقدر از ما سوال می کند؟!شما کافی است سرنخ سوال را به او بدهید بقیه اش را خودش بلد است!

حواستان باشد درباره ی چیز هایی که می خوانید زیاد فکر نکنید ؛ به هر حال این ذهن ما هم امانت خداست و باید در حفظ آن بکوشیم.

نکاتی را هم که نفهمیدید اگر چه بسیار زیاد هستند بی خیال شوید و دنبال فهمشان نروید!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/10/11ساعت   توسط رسپینا؛مامان جنگولک  | 

بر و بچس سوم ریاضی!

 

امروز پنج شنبه بود و ما طبق معمول همیشه پنجشبه ها ساعت اول کامپیوتر داشتیم!

کلاسمون این شکلی بود:

(سه تای اون گوشه به ترتیب من و مینا و فاطمه ایم !)

----------->>خانم دبیر!!!!!!!!

می دونین چرا؟!چون دیشب تولد نوشین بود و بچه ها به دلیل خستگی ناشی از حرکات موزون دچار خواب آلودگی شدند در کلاس رایانه!!!!!!!!!!

خلاصه اینکه خانم دبیر درسید(درس داد !!!!) و ما چون از متخصصین علم رایانه هستیم ، خودمونو با خوندن ادبیات سرگرم کردیم!(جبران شب گذشته)

همین دیگه!

تموم شد بابا!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/08/10ساعت   توسط رسپینا؛مامان جنگولک 

این نی نی قشنگ!! خواهر جنگولکه!

 نی  نی !!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/08/10ساعت   توسط رسپینا؛مامان جنگولک 

ماجرای من و کلاس!!!

 

برای اینکه راه های موفقیت رو با سرعت خیلی کیلومتر در ساعت طی کنیم ،لازمه گاهی اوقات کمی زرنگی به خرج بدیم و البته باید از تمام وجودمان کمک بگیریم!

برای توضیح بیشتر کاربرد برخی اعضا ی بدن درسر کلاس را بیان می کنیم:

! - انگشتان : خلال دندان ، گوش پاک کن ، دستمال کاغذی!(برای بچه مثبت ها هم یادداشت نکات مهم)

! ! ـ گوش: از آنجا که خدا دو گوش به ما عنایت کرده ،پی به اهمیت آن برده،سعی می کنیم همانطور که  آک بند از خدا تحویل گرفته ایم ، دست نخورده و سالم آن را تحویل دهیم .

! ! ! ـ چشم : بسته بودن هنگام خواب ، افتادن روی برگه ی بغل دستی موقع امتحان ،خیره شدن به تخته برای فراموش کردن فشار ناشی از دستشویی ،یکی باز و یکی بسته برای نشانه گرفتن پس سر مبصر ()

! ! ! ! ـ پا : ایجاد مانع بر سر رفت و آمد بقیه ،تک چرخ زدن با صندلی ،له کردن کمر نفر جلویی

! ! ! ! ! ـ مغز : !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/08/04ساعت   توسط رسپینا؛مامان جنگولک  |